صندوق مارشال آلمان /”اریکا داونز” /

به گزارش عصر ایران به نقل از

به گزارش اشراف، این تحلیل به عواملی که باعث همکاری‌ چین در محدودسازی برنامه هسته ‌ای ایران می شوند، پرداخته است. کسب پشتیبانی چین برای محدودیت‌های اعمال شده از جانب آمریکا بر بانک مرکزی ایران احتمالا کاری سخت و فرآیندی طولانی مدت خواهد بود. نه تنها چین با تحریم‌های یکجانبه جدید مخالف است بلکه این کشور دارای پیوندهای اقتصادی با ایران نیز می‌باشد. همچنین محدود ساختن برنامه هسته‌ای ایران به مانند آنچه واشنگتن و برخی پایتخت‌های دیگر می‌پندارند، برای منافع امنیت ملی چین، از اهمیت حیاتی برخوردار نیست. عوامل فوق یقینا باعث خواهند شد چین چالشی پیش روی آمریکا و دیگر کشورها برای فشار بر ایران ایجاد نماید.

این گزارش می افزاید: واکنش چین به تحریم ‌های آمریکا علیه بانک مرکزی ایران، یکی از عوامل تعیین کننده مهم برای موفقیت آمریکا در تضعیف اقتصاد ایران از طریق کاهش درآمدهای این کشور است، بالاخص در صورتی که دیگر خریداران بزرگ از معامله نفت ایران خودداری کنند. جلب همکاری پکن در مورد ایران تبدیل به مسأله ‌ای چالش‌ برانگیز برای واشنگتن شده است زیرا منافع چین در ایران، دیدگاه‌ های آن در مورد کارآمدی تحریم ‌ها و همچنین اهمیت مسأله هسته‌ ای ایران در برنامه سیاست خارجی این کشور متفاوت از آمریکا هستند. در حالیکه آمریکا بار دیگر به دنبال کسب پشتیبانی پکن برای فشار بر ایران است، بررسی همکاری آمریکا و چین در مورد مسأله هسته ‌ای ایران و دلایل بروز این همکاری، ارزشمند خواهد بود. در مقاله حاضر کمک‌ های چین به تلاش ‌های انجام گرفته به رهبری آمریکا در راستای فشار بر ایران در سال ۲۰۱۰ بررسی شده و دلایل ارائه این کمک‌ ها از جانب چین تشریح می ‌گردد. سپس برخی عواملی که می‌ توانند باعث ارائه همکاری ‌های بیشتر از جانب چین در حوزه محدودسازی برنامه هسته‌ ای ایران شوند، مورد بحث قرار می ‌گیرند.ادامه….

همکاری با چین درباره موضوع ایران

واکنش چین به تحریم ‌های آمریکا علیه بانک مرکزی ایران، یکی از عوامل تعیین کننده مهم برای موفقیت آمریکا در تضعیف اقتصاد ایران از طریق کاهش درآمدهای این کشور است، بالاخص در صورتی که دیگر خریداران بزرگ از معامله نفت ایران خودداری کنند. قانون جدیدی که در ۳۱ دسامبر ۲۰۱۱ به امضای باراک اوباما رسید، آن دسته از نهادهای مالی را که با بانک مرکزی ایران مبادلات اقتصادی دارد، از فعالیت در آمریکا بازمی ‌دارد. این قانون تأثیر مضاعفی بر چین دارد زیرا شرکت ‌های نفتی چین طی سال گذشته روزانه ۵۰۰/۰۰۰ بشکه نفت از ایران وارد کرده و مقداری از پرداخت ‌ها را در حساب بانک مرکزی ایران در یکی از بانک ‌های دولتی چین واریز نموده ‌اند.

 

 

واکنش اولیه چین به محدودیت ‌های آمریکا نشان داده‌ اند که احتمالا اجابت این خواسته‌ ها از جانب چین کار سختی خواهد بود. وزارت امور خارجه چین به صورت علنی مخالفت خود را با تحریم‌ های جدید آمریکا اعلام نموده است. یکی از سخنگویان وزارت امور خارجه چین اعلام کرد که این تحریم ‌ها بر همکاری چین با ایران در حوزه انرژی تأثیر نخواهند گذارد زیرا “این مبادلات قطعنامه‌ های شورای امنیت را نقض نکرده و منافع طرف‌های سوم را مختل نخواهند کرد. از این رو، این مبادلات نباید تحت تأثر قرار گیرند.” علاوه بر این، جوئی تیانکای (Cui Tiankai)، معاون وزیر امور خارجه چین، اعلام نمود که دولت چین تمایلی برای ملزم ساختن شرکت‌ های نفتی این کشور به توقف خرید نفت از ایران به منظور اعمال فشار بر این کشور را ندارد. وی اضافه نمود: “همکاری در حوزه انرژی و نیز روابط تجاری عادی بین چین و ایران هیچ ارتباطی با مسأله هسته ‌ای ندارند. ما نباید مسائل دارای ماهیت‌های متفاوت را با یکدیگر مختلط نماییم و نگرانی ‌ها و خواسته‌ های مشروع چین باید مورد احترام باشند.”

 

 

جلب همکاری پکن در مورد ایران تبدیل به مسأله ‌ای چالش‌برانگیز برای واشنگتن شده است زیرا منافع چین در ایران، دیدگاه‌ های آن در مورد کارآمدی تحریم ‌ها و همچنین اهمیت مسأله هسته ‌ای ایران در برنامه سیاست خارجی این کشور متفاوت از آمریکا هستند. اول، چین منافع اقتصادی زیادی در ایران دارد. ایران سومین تأمین‌ کننده بزرگ نفت خام چین بوده و شرکت ‌های ملی نفتی چین (NOCs) قراردادهایی برای توسعه چندین میدان بزرگ نفتی و گاز طبیعی با ایران منعقد کرده ‌اند. دوم، پکن تحریم‌ های شدید را به عنوان ابزاری مؤثر در سیاست ‌ورزی تلقی نمی ‌کند. مقامات چین معتقد هستند که تحریم ‌های محدود برای ارسال پیام به دولت ‌های هدف در مورد بازگشت به میز مذاکره کافی هستند و در همین حال معتقد هستند که تحریم ‌های همه‌جانبه بازدهی منفی دارند. این دیدگاه‌ ها در نتیجه تجربیات دست اول چینی ‌ها در مورد تحریم ‌های غرب بدست آمده. سوم، اگرچه پکن خواهان دستیابی ایران به توانمندی تسلیحات هسته‌ ای نیست اما بر خلاف واشنگتن، از نظر چین محدود ساختن برنامه های هسته ‌ای ایران از اهمیت حیاتی در منافع امنیت ملی این کشور برخوردار نیستند.

 

 

بر خلاف این عوامل، چین به تلاش‌ های جامعه بین ‌المللی، به سردمداری آمریکا، یاری رسانده تا توسعه برنامه هسته‌ ای ایران محدود گردد. در سال ۲۰۱۰، چین از قطعنامه شماره ۱۹۲۹ شورای امنیت سازمان ملل، که شامل مؤثرترین تحریم‌ های چند جانبه علیه ایران بودند، پشتیبانی نمود. چین ظاهرا با “قانون جامع تحریم ‌ها، پاسخگویی و عدم سرمایه‌ گذاری در ایران” (CISADA) که در سال ۲۰۱۰ توسط آمریکا اعمال گردید، به صورت نسبی همکاری می‌ کند. همکاری ‌های پکن تاحدودی از دیپلماسی آمریکا و نیز فشار دیگر کشورها ناشی شده ‌اند. علاوه بر این، شرکت ‌های چینی، در پاسخ به دستور العمل‌ های رهبری چین و نیز محاسبات تجاری خودشان، فعالیت ‌های خود را در ایران کاهش داده ‌اند. در حالیکه آمریکا بار دیگر به دنبال کسب پشتیبانی پکن برای فشار بر ایران است، بررسی همکاری آمریکا و چین در مورد مسأله هسته ‌ای ایران و دلالیل بروز این همکاری، ارزشمند خواهد بود. در مقاله حاضر کمک‌ های چین به تلاش‌ های انجام گرفته به رهبری آمریکا در راستای فشار بر ایران در سال ۲۰۱۰ بررسی شده و دلایل ارائه این کمک‌ ها از جانب چین تشریح می ‌گردد. سپس برخی عواملی که می‌ توانند باعث ارائه همکاری ‌های بیشتر از جانب چین در حوزه محدودسازی برنامه هسته ‌ای ایران شوند، مورد بحث قرار می ‌گیرند.

 

 

 

گفتنی است صندوق مارشال آلمان یک نهاد سیاستگذاری عمومی و کمک‌ مالی غیر حزبی در آمریکا است که به فهم و همکاری بهتر بین آمریکای شمالی و اروپا در مسائل فراآتلانتیک و جهانی اختصاص یافته.

این صندوق که توسط هدیه مالی از جانب دولت آلمان به عنوان یادبودی همیشگی برای طرح مارشال تأسیس شد، حضوری قوی در هر دو سوی آتلانتیک دارد. این صندوق علاوه بر دفتر اصلی واشنگتن دارای دفاتری در اروپا در شهرهایی چون برلین، پاریس، بروکسل، بلگراد، آنکارا، بخارست و ورشو نیز است. این صندوق نمایندگی‌های کوچکتری در براتیسلاوا، تورین و استکهلم دارد.