«خبرگزاری دانشجو» /
رامین وزیری نمدی/

بازی مسکو و پکن در شرایط دشوار در برابر ایران و تلاش برای ماهیگیری از آب گلآلود امری حتمی و گریزناپذیر است، اما به هیچ روی نمیتوان با دیدی منفی و خصمانه به اقدام این دو کشور نگریست؛ چرا که آنها اولویت را بر…
با گسترش یافتن فشارها و تحریمهای شکلی و تبلیغاتی غرب علیه ایران در چند هفته گذشته، مسئلهای که بار دیگر اذهان و افکار عمومی را در داخل و خارج از کشور به خود مشغول داشته، آینده مناسبات و روابط بینالمللی ایران در صورت اجرایی شدن قطعی این تحریمهاست.در حالی که عدهای برآنند که کشورهای چین و روسیه مانع از اجرای کامل این تحریمها خواهند شد، برخی دیگر با اشاره به تجربه تاریخی و نوع مناسبات تهران با پکن و مسکو بر این نظرند که این کشورها نه تنها در فرآیند تحریم و انزوای احتمالی ایران، در کنار تهران نخواهند بود، بلکه خود نیز در این امر مشارکت خواهند کرد.صرفنظر از تحلیلهای افراطی و تفریطی فوق، نگاه واقعبینانه حاکی از نوعی پیچیدگی در این مسیر است.ادامه….
جمهوری اسلامی ایران از آغاز انقلاب اسلامی با تاکید بر ضرورت حفظ استقلال و مقابله با زیادهخواهیها، در مقایسه با سایر کشورها سیاست خارجی مستقلانهتر و در بیانی جسورانهتر را به نمایش گذاشت؛ این جهتگیری سیاست خارجی از همان آغاز بنا به تغییر ماهیت رژیم، اهداف و منافع آمریکا را هدف قرار داد. این مسئله از آن جهت بود که آمریکا بتدریج، سرمست از پیروزی در جنگ سرد حوزه منافع خود را ورای مرزهای اروپایی و آمریکایی (حوزه آتلانتیک) تعریف کرد و در این شرایط تدوام یک نظام سیاسی با ارزشهای متفاوت و منافع مغایر به هیچ عنوان برای واشنگتن خوشایند نبود.
این وضعیت سبب شد تا ایران در جهتگیری خود به دنبال نیروی سوم باشد؛ نیرویی که بتواند در مقابله با آمریکا در یک ائتلاف با ایران بر وزن تقابل بیفزاید و در این شرایط طبیعی بود که نیرو یا کشوری میتوانست این نقش را برای ایران ایفا کند که هم از حیث ارزشی و هم از حیث منافع در برابر آمریکا قرار گرفته باشد.
این نقش در سالهای اخیر بعضاً توسط روسیه و چین ایفا شده، اما در شرایط افزایش فشارها علیه ایران بار دیگر این موضوع از اهمیت برخوردار شده است؛ موقعیت ژئوپلتیک جمهوری اسلامی ایران از یک سو و تواناییهای فزاینده آن در تامین انرژی از طرف دیگر مزیتهایی است که نمیتواند مورد غفلت چین قرار گیرد.
در حالی که تقریباً افکار عمومی در داخل کشور از نیات بازی روسیه با ایران آگاه شده، اما نقش چین تاکنون به نسبت در هالهای از ابهام باقی مانده است.
این نوشتار بر این نظر است که بازی مسکو و پکن در شرایط دشوار در برابر ایران و تلاش برای ماهیگیری از آب گلآلود، امری حتمی و گریزناپذیر است، اما به هیچ روی نمیتوان با دیدی منفی و خصمانه به اقدام این دو کشور نگریست؛ چرا که آنها اولویت را بر منافع ملی خود قرار داده و رفتارهای خود را نیز بر این اساس تنظیم می کنند.
آن چیزی که اهمیت دارد درک ایران از موقعیت خود و تلاش برای به کارگیری ابزارهایی است که پکن و مسکو را ناگریز از حمایت از خود بنماید.
جمهوری خلق چین با وجود حجم عظیم مبادلات اقتصادی با ایران (بازار گسترده مصرفی ایران برای کالاهای چینی و تامین حجم زیادی از نفت خود از جانب ایران) و رویکرد جهان سومگرایانه و حمایت از کشورهای در حال توسعه در چشمانداز سیاسی خود، هیچگاه منافع عظیم اقتصادی و بدهبستانهای سیاسی خود با غرب، بویژه آمریکا را فدای ایران نخواهد کرد.
گر چه پکن با هر دو سوی مناقشه مبادلات گستردهای دارد، اما نخبگان این کشور از این امر نیز آگاهی دارند که حمایت از ایران در برابر غرب شاید در کوتاهمدت راهگشای برخی مواضع آنها باشد، اما منافع بلندمدت و پردامنه آنها را در عرصه منطقهای و بینالمللی هیچگاه تامین نخواهد کرد؛ این وضعیت آن قدر بدیهی است که ارائه تفسیرهای مغایر با آن از سوی برخی گروهها و به ظاهر دیپلماتها و سیاستمداران به نوعی مصداق چشم بستن بر روی واقعیات است.
تلاش برای ایجاد انسجام داخلی، اجماعسازی میان نخبگان ابزاری، واقعیتپذیر کردن جهتگیریهای سیاست خارجی، زدودن تفکرات غیرمنطقی از سیاست خارجی، افزودن بر جایگاه وزارت امور خارجه با حذف نهادهای موازی، تخصصیسازی تحلیلهای ارائه شده در مورد کشورها، تجدیدنظر در نوع انتخاب سفرا و دیپلماتها، تلاش برای مصالحه و چانهزنی تا مواجهه، گشودن کانالهای جدید مذاکره برای حذف نیروهای سوم، دیپلماسی فعال منطقهای در همکاری با همسایگان برای جلوگیری از ارائه رویکردهای معارض آنها (نمونه عربستان سعودی) راهحلهای میانمدت و کوتاهمدتی هستند که میتواند علاوه بر آن که نقش نیروی سوم کشورهایی چون چین را کاهش دهد، در شرایط اضطراری در جهت کسب حمایت مستمر آنها نیز تا اندازهای موثر باشد
دیدگاه ها