ایران شرقی/

رئیس جمهور ازبکستان، روز ۱۳ ژانویه، به مناسبت سالروز تأسیس ارتش ملّی کشورش، با انتشار بیانیه ای به سربازان و افسران و تمامی مردم ازبکستان تبریک گفت.نکتة جالب در سخنان تبریکی رئیس جمهور ازبکستان، تأکید وی بر وخامت اوضاع منطقه بعد از خروج نیروهای نظامی غرب از افغانستان بود.”اسلام کریم اف” در این رابطه از جمله گفت:”خوروج نظامیان امریکایی و نظامیان کشورهای عضو ائتلاف از افغانستان، که سال ۲۰۱۴ میلادی به پایان میرسد، موجب وخامت اوضاع امنیتی، فعال شدن گروههای تندرو و افراطی در منطقه شده، ثبات و آرامش کشورها را به طور جدّی تحت تهدید همیشگی قرار خواهد داد”.
وی همچنین گفت وجود نابرابریهای اجتماعی و مشکلات متعدّد اقتصادی در کشورهای منطقه زمینة بروز بحرانهای سیاسی را فراهم کرده است. این برای اوّلین بار است، که یک رئیس جمهور آسیای مرکزی به این شیوه در مورد عواقب خروج نظامیان غربی از افغانستان هشدار میدهد و همین موضوع سخنان “اسلام کریم اف” را در کانون محافل رسانه ای و کارشناسی قرار داده است.البتّه این ابراز نظر رئیس جمهور ازبکستان جدا از انگیزههای همیشه در تحرک او برای رهبری آسیای مرکزی، نیست و تلاش دارد خود و کشورش را در مقطع کنونی برای غرب حسّاس و مهم جلوه دهد. با این حال ترس از تکرار حوادث کشورهای عربی در منطقه، موضوعی است که فکر سران کشورهای آسیای مرکزی را به طور جدّی به خود مشغول داشته است.نگرانی سران آسیای مرکزی بی اساس نیست، زیرا به خوبی میدانند، که نحوة دولت داریشان از رژیم های خودکامة عربی تقریباً هیچ فرقی ندارد و این در شرایطی است، که سران آسیای مرکزی آن شرایط زندگی کشورهای عربی را برای مردمان خود فراهم نکردهاند.ادامه….
در اکثر مناطق آسیای مرکزی فقر و بیکاری بیداد میکند و یک گروه به شدّت ثروت و دارایهای مردم را غارت میکنند.همین گروه، که قدرت را در کشورهای آسیای مرکزی در اختیار دارند، از آن بیم دارند که در صورت عمل نکردن بر خاسته و ارادة قدرتهای حاضر در منطقه، همین قدرتها میتوانند مجری حوادثی شبیه کشورهای عربی در منطقه شوند.سران و مسئولان کشورهای آسیای مرکزی در راستای جلوگیری از تکرار به اصطلاح “بهار عربی” در کشورهایشان، در اقدام اوّل وسایل ارتباط جمعی را محدود کردند و این امر در هر کشوری با شیوههای مختلف انجام شده است.محدود و فیلتر کردن سایتهای اینترنتی، تعطیلی رسانههای مخالف، فشار و بازداشت فعالان سیاسی و مذهبی، تشدید کنترل مرزها، از جملة اقداماتی اند، که حاکمان آسیای مرکزی برای راه ندادن به اعتراضهای مردمی، انجام دادهاند.نکتة مشترَک در این اقدامات آن است، که در همة کشورهای آسیای مرکزی فشار و تعقیب فعالان مذهبی تشدید و فعالیّتهای دینی افراد تحت کنترل بیشتری قرار داده شد. در زمینة مناسبت با دین ، کشورهای آسیای مرکزی دچار سردرگمی اند،از یک سو میخواهند سرمایة ممالک عربی به اقتصادشان سرازیر شود، از سوی دیگر از چنین همکاری به خاطر تشدید تمایلات مذهبی مردم، در حراسند.در این زمینه حتّی از همکاری با ایران بیم دارند و بر این گمانند، که همراه با سرمایه و فناوریهای کشورهای اسلامی، عقاید اسلامی نیز به جوامع نفوذ میکند.
از این جاست که کشورهای منطقه کنترل بر فعالیّتهای دینی را بیش از هر زمان دیگری تشدید کردهاند.از جمله در چند ماه پایانی سال ۲۰۱۱ میلادی مقامات قرقیزستان بالغ بر ۱۷۰ مسجد را به دلیل آن چه که “عدم مجوز فعّالیّت” گفتند، تعطیل کردند.در تاجیکستان نیز وضع مشابهی حاکم بود و مقامات این کشور به منظور کنترل بهتر فعالیّتهای مذهبی، احداث مسجد بزرگی را با ظرفیت یک صد هزار نفر آغاز کردند. در قزاقستان نیز در پی حوادث سال گذشته، که منجر به زخمی و کُشته شدن تعدادی از شهروندان این کشور به دست افراد یک گروه اسلامی موسوم به “جند الخلیفه” شد، اقدامات دولت در جهت کنترل فعالیّتهای مذهبی، تشدید شد.در ماه اکتبر سال ۲۰۱۱ میلادی “نورسلطان نظربایف”، رئیس جمهور قزاقستان قانونی را امضا کرد، که بر اساس آن روشهای سختگیرانهای جهت ثبت نام سازمانهای دینی اعمال شد. اگرچه این همه اقدامات در راستای جلوگیری از تشدید فعالیّتهای دینی مردم اعمال شده، امّا اوضاع کنونی منطقه حاکی از تشدید فعالیّتهای دینی مردم، آن هم از نوع به اصطلاح “زیرزمینی”، است.امروز شاهد آن هستیم، که حاکمان آسیای مرکزی، که اکثر پروردة مکتب کمونیستی شوروی هستند، در مبارزه با مخالفان خود از شیوههای زمان شوروی، نظیر ممنوعیّت فعالیّت سازمانها، تعقیب و بازداشت فعالان جبهة اسلام سیاسی، سرکوب بیرحمانة اعتراضات مردمی، ایجاد یک دشمن همیشگی و امثال این استفاده می کنند.این در حالیست، که این حاکمان درک نمیکنند، چنین روشها اکنون مؤثر نیستند و برعکس به مثابة بنزین ریختن بر آتش نارضایتیها در جوامع است.
مشکل دیگر این حاکمان آن است، که میان اسلام واقعی و افراطگرایی اسلامی، که بر جوامع منطقه تحمیل شده، تفاوت قائل نیستند.فعالیّتهای دینی مردم، که ریشه در اعماق قرنها دارد، همیشه جریان داشته، ربطی به تروریسم و تندگرایی ندارد. امّا برخورد مغایر با شرایط روز حاکمان آسیای مرکزی، اسلام معمولی و معتدل را به تدریج به سوی تندگرایی سوق میدهد و باعث آن میشود، که قشر جوان در راستای انتقام گیری از دولت، به گروهها و سازمانهای افراطی ملحق میشوند.در چنین شرایطی قدرتها از تهدید اسلامگرایان به عنوان مترسک در برخورد با حاکمان قدرتطلب آسیای مرکزی استفاده و اهداف خود را دنبال میکنند.هشدار رئیس جمهور ازبکستان مبنی بر وخامت اوضاع منطقه، ادامه همان نگرانی هاست، که حاکمان آسیای مرکزی از ناحیه تهدید به حاکمیت خود، احساس میکنند.با این حال به نظر میرسد دولت تاشکند در پوشش این تهدیدها اهداف دیگری را نیز دنبال میکند و آن این که قصد دارد با کوچکترین جرقه ناآرامی در جوار مرزهای خود وارد عمل شود، تا به زعم خود هم اقدام پیشگیرانهای کرده باشد و هم برخی مشکلات مرزی با همسایگان را حلّ و فصل کند.تجمّع نظامیان ارتش ازبکستان در امتداد مرزها با تاجیکستان و قرقیزستان از همین زاویه قابل ارزیابی است
دیدگاه ها