ایراس/

نویسنده: فرزانه شفیعی/

ایران هراسی در سالهای اخیر یکی

 طی سال‌های اخیر غرب به رهبری امریکا تبلیغات ضد‌ایرانی و پروژة ایران‌هراسی را با شدت و حدت بیشتری در دستور قرار داده‌ است. از این رو، جای تعجب ندارد که برخی روس‌ها نیز تصویری وحشتناکی از ایران در ذهن داشته باشند و بی‌ثباتی و ناامنی در کشورمان را با کشورهایی همچون افغانستان و عراق مقایسه ‌کنند. در همین راستا، اخیرا در محافل زیرزمینی روسیه پروژه ایران‌هراسی به شکل‌های گوناگون کلید خورده است. نمونه‌ی بارز آن نمایش فیلم “ندا” به کارگردانی یک کارگردان انگلیسی و به تبع آن محافل سخنرانی و نقد پس از آن است که بطور مشخص مخاطب جوان روس را هدف قرار داده است.

امروزه، کسی نیست که با نام پروژه اسلام هراسی که بذر آن بعد از فروریختن برج های دوقلوی امریکا در سپتامبر ۲۰۰۱ کاشته شد، آشنا نباشد. بذر این پروژه با گذشت ده سال، تبدیل به نهالی شد که دستاوردهای زیادی برای امریکا و غرب به دنبال داشته است. میوه‌های این بذر گروه‌های تروریستی متعدد است که مهمترین آنها القاعده می‌باشد. پروژه اسلام هراسی هر چند نتوانست جلوی رشد جمعیت مسلمانان و نفوذ آنان در مناطق مختلف و به خصوص خاورمیانه را بگیرد، اما مسیر را برای دستیابی به اهداف بعدی هموار ساخت. حوادث سال‌های اخیر در خاورمیانه (عراق و افغانستان)، طرح‌های نظامی ‌و غیر نظامی‌ برای براندازی برخی از حکومت های حاضر در آفریقای شمالی وهمچنین قطعنامه‌های پی در پی و تحریم‌های متعدد به بهانه برنامه هسته‌ای ایران و ابراز نگرانی‌های جامعه جهانی نسبت به احتمال حمله موشکی این کشور، همه و همه از برنامه‌ای سیستماتیک برای دستیابی به اهدافی خاص از سوی برخی کشورها گواهی می‌دهند.ادامه….

سال‌هاست که کلمه دموکراسی با تعابیر مختلف و به ظاهر مشابه دست آویزی شده است برای فشار قوی‌ترها بر ضعیف ترها و جالب اینجاست که همه حکومت‌ها مدعی اعمال دموکراسی در کشور خود بوده و دیگری را زیر سوال می‌برند. در این میان، ایران هم به خاطر اعمال قوانین شریعت در کشور و به زعم برخی سلب آزادی های فردی، همیشه آماج حملات غرب و امریکا بوده است. امریکا و غرب در برنامه تبلیغات ضد حکومت جمهوری اسلامی‌ ایران و تیره جلوه دادن زندگی مردم این کشور تا حدی موفق بوده اند که بسیاری از مردم کشورهای دیگر تصویری وحشتناک از ایران برای خود ساخته‌اند و بی ثباتی و ناامنی در کشور را با کشورهایی همچون افغانستان و عراق مقایسه می‌کنند.

متاسفانه با تمام تلاش‌های مستمر، تا به امروز این توطئه سازمان یافته به طور کامل نشده است. از کشورهای غربی و امریکا که به شکلی مهد دسیسه‌سازی علیه ایران محسوب می‌شوند اگر بگذریم، به کشورهایی می‌رسیم که در محاسبات سیاسی جزو کشورهای دوست و شریک به شمار می‌روند. از این میان باز هم حلقه را کوچکتر کرده و به روسیه همسایه شمالی می‌رسیم. کشوری که کج دار و مریض با ایران سر کرده و بر حسب منافع شخصی خود از ایران حمایت می‌کند. با این حال، روابط مناسب سیاسی میان دول دو کشور نیز به رفع ایران هراسی و مقابله با این پروژه بزرگ و حساب شده کمک چندانی نکرده است. مردم روسیه در مقابل نام ایران سه عکس العمل دارند:

۱- عده ای که ایران را به واسطه قرار گرفتن در میان عراق و افغانستان، اسما می‌شناسند.

۲- عده ای که مطالعات اجتماعی، سیاسی و … داشته و با مسایل جهانی آشنا هستند (به همین واسطه نام ایران به گوششان کاملا آشناست)

۳- افرادی که تحت تاثیر تبلیغات گوناگون از ایران تصویر سیاهی در ذهن ساخته اند؛ تصاویری در حد اعدام و سنگسار!!!

حال اگر دسیسه‌های ایران هراسی هم در جهت تحکیم این تصورات غلط در کشور به راه افتد، می‌توان نتیجه آن را از هم اکنون پیش بینی کرد. پروژه‌ی ساخت فیلم «ندا» توسط آنتونی توماس کارگردان انگلیسی با حمایت کلوپ بین المللی مستند آزاد « Frontlineclub» و ترسیم جو سیاسی و اجتماعی ایران را می‌توان در همین ردیف قرار داد. این کارگردان جوان که کمتر از ۳۰ سال سن دارد، با ساخت فیلم تقریبا سه ساعتی «ندا» قصد دارد صحه بر گفته های کسانی بگذارد که هدفی جز از بین بردن اعتبار کشور و نابودی آن ندارند. این فیلم در شهرهای مهم روسیه از قبیل سنت پترزبورگ، مسکو و غازان تاکنون به نمایش گذاشته شده است. ضمن اینکه فراخوان برای تماشا و تحلیل اوضاع درونی ایران نه به صورت گسترده، که فقط برای قشر جوان و عضو چندین سایت خاص اجتماعی ارسال شده است.

فیلم ابتدا در سنت پترزبورگ و سپس در مسکو به نمایش گذاشته شد. اما نه در سالن سینما یا مکانی که همه از آن مطلع شوند، بلکه در یک کلوپ زیرزمینی با ظرفیت تقریبی یک صد نفر. در فراخوان عنوان شده است که پس از نمایش فیلم، به بحث و گفتگو در خصوص «تحمل ناپذیری دینی» می‌پردازیم و در جای دیگر عنوان کرده اند که پس از نمایش فیلم، بحث آزاد با موضوع «ایران: حکومت از جانب خدا؟!» خواهیم داشت. علاوه بر این، به تماشاچیان وعده حضور مسئولین سیاسی حکومت جمهوری اسلامی‌ایران و شهروندان این کشور داده می‌شود، اما پس از اینکه جوان ایرانی در زمان بحث و گفتگو (در سنت پترزبورگ) اظهار می‌کند که مطالب نمایش داده شده اغراق بوده و به دور از واقعیت ساخته شده اند، اظهارات وی از نظر مجری، کاملا خنده دار آمده و دلیل این اظهارات را ترس از حکومت اعلام می‌کند.

فیلم را می‌توان شالوده‌ای از اهداف مختلف دانست. به عبارتی کارگردان، سخنگویان ایرانی در داخل کشور و افرادی که در خارج از کشور به نوعی حضور پیدا کرده‌اند، هر یک با هدفی خاص و با بیان نظرات شخصی خود در این پروژه شرکت کرده‌اند و شاید بتوان گفت که کارگردان انگلیسی با دستمایه قرار دادن این افراد، در جهت دستیابی به اهداف خود حرکت کرده است.

در هنگام مصاحبه‌ی خبرنگار ایران که صرفا جهت مصاحبه با خانواده ندا آقا سلطان به ایران آمده، کاملا واضح است که خانواده وی اهداف سیاسی را دنبال نمی‌کنند. ایشان فقط در جواب سوالات خبرنگار، از خصوصیات فردی و زندگی اجتماعی دخترشان صحبت می‌کنند، بدون اینکه حکومت را – همانطور که هدف فیلم است، محکوم کنند. در گفته‌های افراد تحصیل کرده ایرانی ساکن امریکا اعم از نویسنده، فعال حقوق بشر و بنیادهای مختلف اجتماعی، فقط ابراز عقاید شخصی و ناگفته‌های درونی دیده می‌شود. به عبارتی، هر یک به زعم خود از مسایلی سخن می‌گویند که به نظرشان محدودیت و یا تحقیر شخصیتی محسوب می‌شود.

و نهایتا پخش تصاویر اعدام دو مرد و یک زن در وسط خیابان شهر و با حضور انبوه مردم و یا سنگسار دو زن فرورفته در خاک تا کمر و باز هم انبوه مردمی‌که اطرافشان حلقه زده و آماده اجرای احکام شریعت هستند و یا بزرگ‌نمایی برخوردهای ناهنجار گشت ارشاد و یا حراست دانشگاه با زنان به اصطلاح هنجارشکن در لابلای تصاویر حوادث و درگیری‌های پس از انتخابات سال ۲۰۰۹، ذهنیات این کارگردان جوان و هدف وی که جز تخریب چیز دیگری نمی‌تواند باشد را به وضوح نمایان می‌سازد. در سخنان مجری که قبل از نمایش فیلم، پیش زمینه ذهنی را در سالن فراهم می‌سازد، با عباراتی از این دست روبرو می‌شویم: «ندا آقا سلطان دختر ایرانی که نامش سمبل آزادی و مبارزه شد. «ندا» در زبان فارسی به معنای «صدا» یا «دعوت» است. نام ندا در تمام دنیا تبدیل به «صدای ایران» و روح جنبش دموکراتیک شده است. مردم از طریق اینترنت دیدند که چطور صدای شجاعت در همه جا پیچید و خشونت نادیده گرفته شد.