النهار/
خبرگزاری دانشجویان ایران/
«واشنگتن در میان تردیدهای جدی دو طرف فلسطینی و اسرائیلی در خصوص موفقیت مذاکرات مستقیم صلح، روند آن را آغاز کرد.»
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامه النهار – چاپ لبنان – در تحلیلی در خصوص مذاکرات مستقیم بین رژیم صهیونیستی و فلسطینیها نوشته است ،«این تفکر وجود دارد که فرصتهای موفقیت این مذاکرات بسیار ناچیز است. این مساله سوالهای زیادی را در خصوص آینده این روند و دستاوردهای آن مطرح میکند. با وجود آنکه باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، در مراسم آغاز مذاکرات مستقیم آن را فرصتی تاریخی و بزرگی خواند، اما این مساله تردیدها درمورد شکست احتمالی مذاکرات را از بین نمیبرد.بر این اساس، بسیاری از ناظران و فلسطینیهای مخالف مذاکرات در خصوص فایده موافقت سازمان آزادی بخش فلسطین با مشارکت در آن سوالهایی مطرح میکنند و میپرسند که آیا مذاکرات نقطهی آغازین روندی جدید به حساب میآید یا نقطهی پایانی روند سازش.ادامه…
بازگشت به مذاکرات بر اساس اصول و نیتهای سابق به معنی ارائه فرصت جدید به اسراییل برای تحمیل راهکار خود در خصوص مساله فلسطین میباشد. اسراییل به کمترین درخواستهای فلسطینیها در خصوص پایان دادن به اشغالگری و تشکیل کشور فلسطین در مرزهای سال ۱۹۶۷ پاسخ نداده است و آنها را از حق تعیین سرنوشت خود محروم میکند.
سخنان اوباما به بحران قدیمی گزینهها اشاره دارد و بیانگر آن است که در روند جدید بحران وجود دارد؛ روندی که احتمال دارد فرصت حیات نداشته باشد. البته چنانچه کشورهای دیگر اراده محکمی در این زمینه نداشته باشند. آینده برخی از کشورهای غربی با آینده کشوری مثل اسراییل در ارتباط است. خوزه ماریا آزنار نخست وزیر سابق اسپانیا، چندی قبل در راستای این ارتباط بر ضرورت آزادسازی اسراییل از فشارهای بینالمللی و حمایت غرب از آن مانند گذشته تاکید کرد و اظهار داشت: اسراییل بخشی از فرهنگ، منافع و رهبری غرب به حساب میآید.
امروزه جو بینالمللی که بر مذاکرات حاکم است، راهکار تشکیل دو کشور را بر ویرانههای اشغالگری اسراییل تایید میکند نه این که این راهکار با اشغالگری و موافقت با تفکرات اسراییل در خصوص حل و فصل درگیریها از طریق اعطای آنچه که اسراییل هیچ وقت خواهان آن نبوده است یعنی حق ساکنان فلسطین صورت پذیرد.
این در حالی است که اسراییل میخواهد مناطق زیادی از کرانه باختری به همراه قدس و مناطق بزرگ شهرک نشین اطراف آن را به بهانههای امنیتی و دستیابی به آبهای زیرزمینی زیر شهرک آریل و منطقه بیت لحم و الخلیل، حفظ کند.
این تفکرات بدان معنی است که اسراییل با عقب نشینی تا مرزهای ۱۹۶۷ و اتخاذ موضع واقعی در خصوص راهکار تشکیل دو کشور مخالف است و چنانچه اسراییل این تفکرات خود را در خصوص راهکار تشکیل دو کشور عملی کند، هر امیدی هر چند کوچک برای دستیابی به صلح از بین میرود، چرا که حتی فلسطینیهای میانه رو مثل محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، با هدف تسلیم در مقابل تفکرات اسراییل وارد مذاکرات نمیشوند. عباس با مذاکرات مستقیم با هدف تشکیل کشور فلسطین در کرانه باختری، غزه و قدس موافقت کرد. چنانچه تلاشهای وی با شکست روبرو شود، این آخرین اقدام عباس طی دوران ریاستش خواهد بود.
چنانچه عباس از طریق روند فریب کارانه بینالمللی بعد از یاسر عرفات، رئیس فقید تشکیلات خودگردان از معرکه حذف شود، اسراییل هرگز شریک فلسطینی در خصوص صلح و طرحهایش نخواهد یافت، در حالیکه خود اسراییل گزینههای جدیدی را پیش روی فلسطینیها، اعراب و جهانیان قرار داده است.
به همین دلیل، سوال مهمتری که مذاکرات مستقیم مطرح میکند، آن است که آیا اسراییل مسیر جدیدی را در روند درگیریها میگشاید و یا این که پرونده این درگیریها را با مسیر مذاکرات واقعی میبندد؟
روز ۲۶ سپتامبر روز اولین آزمایش است، چرا که در این روز زمان توقف موقت شهرکسازیها به پایان میرسد. تمدید این زمان به این معنی است که اسراییل بر تحقق آرزوهای خود در تسلط بر بخش اعظمی از کرانه باختری و رها کردن ساکنان فلسطینی بدون سرزمین و بدون وطن تاکید دارد.»
دیدگاه ها